صفحه نخست | اختصاصی| «اتاقک گلی» در جستجوی هویت سینمایی؛ فیلمی که تاریخ را فدای ایدئولوژی کرد!

اختصاصی| «اتاقک گلی» در جستجوی هویت سینمایی؛ فیلمی که تاریخ را فدای ایدئولوژی کرد!

حنیفه دهقانی| اولین تجربه بلند محمد عسگری، «اتاقک گلی» با ایده‌ای جسورانه نویدبخش کاوشی عمیق در تقابل انسان و تاریخ بود اما در اجرا به محصولی شعارگونه و تک‌بُعدی فروکاست؛ فیلمی که نه واقعیت چندوجهی جنگ را ثبت می‌کند و نه عشقی اصیل را بازتاب و در نهایت، فرصتی طلایی را برای سینمای دفاع‌مقدس از دست می‌دهد.

به گزارش میار، اتاقک گلی به عنوان اولین تجربه بلند محمد عسگری، ایده‌ای با پتانسیل بالا را در سر می‌پروراند؛ تلفیق یک ملودرام عاشقانه پُرحرارت با بستر تاریخی حساس و پرتنش عملیات مرصاد. این ترکیب می‌توانست فاصله‌گذاری پیچیده میان «انسان» و «تاریخ سنگین» را به‌طرز تأمل‌برانگیزی نشان دهد اما فیلم، هرچه در نیت نزدیک است، در اجرا با فاصله‌ای عمیق از اصالت هنری و پیچیدگی دراماتیک قرار می‌گیرد و به محصولی شعارگونه، تک‌بُعدی و عموماً ناپخته تبدیل می‌شود. «اتاقک گلی» نه توانایی ثبت واقعیت چندوجهی جنگ را دارد و نه ظرفیت ملودرام عشقی متن را به شکلی اصیل و انسانی بازمی‌تاباند.

روایت خطی و کلیشه‌ای در بستر تاریخی

فیلم در بستر عملیات واقعی مرصاد (۱۳۶۷) رخ می‌دهد و داستان مرکزی‌اش حول یک رابطه عاشقانه شکل می‌گیرد که ناگهان با تهدید جنگ روبه‌رو می‌شود. این تلفیق می‌توانست به ایجاد تنش‌های اخلاقی و روان‌شناختی عمیق میان فرد و جمع منجر شود اما روایت ارائه‌شده، عمدتاً خطی، به‌شدت پیش‌بینی‌پذیر و فاقد هرگونه لایه زیرین دراماتیک است.

فیلمنامه به‌ندرت به لحظات بازتعریف‌کننده شخصیت‌ها یا گره‌های دراماتیک غیرمنتظره می‌رسد. پایان‌بندی فاقد تعلیق حقیقی است و ضربات عاطفی، کم‌تعداد و عمدتاً کلیشه‌ای به نظر می‌رسند. فیلم به‌طور مداوم، پیام ایدئولوژیک را بر تجربه انسانی زیسته مقدم می‌داند و این انتخاب، روح نقدپذیری و عمق‌کاوی را از اثر می‌رباید.

تیپ‌ها و دیالوگ‌های بیانیه‌ای

بزرگ‌ترین ضعف هنری فیلم، تیپ‌وار بودن شخصیت‌هاست:

این نوع تیپ‌پردازی، عملاً امکان خلق تضادهای درونی، تحول روان‌شناختی و انگیزه‌های پیچیده را از بین می‌برد و در نتیجه، همذات‌پنداری مخاطب با آن‌ها در حد یک تأیید ساده باقی می‌ماند. دیالوگ‌ها مکرراً از شکل گفتگوی طبیعی انسان‌ها خارج می‌شود و به جملات بیانیه‌ای و شعارگونه بدل می‌شوند؛ گویی هر شخصیت، صرفاً بلندگوی یک پیام از پیش تعیین‌شده است، نه یک انسان دردمند.

فقدان امضای بصری و محافظه‌کاری کارگردانی

در بخش بصری و اجرایی، «اتاقک گلی» با مشکلات جدی روبه‌روست. میزانسن‌ها و ترکیب‌بندی‌ها، رویکردی محافظه‌کار و نزدیک به فرم تلویزیونی دارند. هیچ امضای بصری مشخصی از کارگردان دیده نمی‌شود تا حضور جنگ را از منظر بصری به تجربه‌ای منحصر‌به‌فرد تبدیل کند. حضور مشاور برجسته‌ای مثل مجید مجیدی نیز نتوانسته نگاه شاعرانه یا زبانی بصری متمایز و تأثیرگذار به اثر ببخشد؛ این نشانه‌ای از ناتوانی فیلم در تلفیق مشورت درونی با هویت هنری مستقل است.

فیلم از خلق تصاویر همدلانه‌ یا تکان‌دهنده‌ای که بتوانند جایگزین دیالوگ‌های طولانی و شعارزده شوند، باز می‌ماند. استفاده از فضاها و نمادها سطحی است و این اثر در مجموع، از منظر زبان سینمایی، ناپخته و صرفاً گزارشی به نظر می‌رسد.

ریتم کُند و تحمیل احساسات

ناکامی در انسان‌محوری

اتاقک گلی نمونه‌ای است از سینمایی که در مواجهه با موضوعات تاریخی-ملی، دچار دوقطبی میل به قهرمان‌سازی و ناتوانی در پرداخت انسان‌محور می‌شود. فیلم در مقایسه با نمونه‌های برجسته سینمای دفاع‌مقدس ایران، آثاری که توانسته‌اند تجربه جنگ را پیچیده کنند و پرسش‌های اجتماعی مطرح سازند، فاقد عمق اجتماعی و لایه‌های دراماتیک است و تنها به بازتولید کلیشه‌ها و شعارها می‌پردازد.

این اثر، هم از حیث روایت و هم از منظر زبان سینمایی، یک تجربه «از دست رفته» در مواجهه با یک رویداد مهم تاریخی است. اگر عسگری در تجربه‌های بعدی بخواهد صدای مستقل‌تری بیابد، باید از دو چیز فاصله بگیرد: خطابه‌گویی فیلمنامه و اتکای صرف به الگوهای تثبیت‌شده. فضای روایت نیازمند تضادهای درونی، ریسک‌های بصری و شخصیت‌پردازی‌ای است که مخاطب را به تأمل و گفتگو وادارد.

 

 

18 مرداد 1404, 10:36
بازگشت